بهبود باروری کار آسانی نیست. بعد از تلقیح گاو، برقراری و حفظ آبستنی تحت تأثیر عوامل ژنتیکی، فیزیولوژیکی و محیطی است. نرخ آبستنی در گلههایی که دارای بهترین مدیریت هستند، تنها حدود 30 تا 40 درصد است و ممکن است بهدلیل طبیعت چندعاملی فرایندهای تولیدمثلی باشد. اگرچه رابطۀ علت و معلول همیشه برقرار نیست، اما بهخوبی روشن است که وضعیت تغذیهای نامناسب و سلامت متابولیکی ضعیف، بهطور منفی بر تولیدمثل گاوهای شیری تأثیر میگذارد.
طبیعت چندعاملی تولیدمثل نیازمند یک رویکرد «همهجانبه» و یکپارچه برای مدیریت گاو از جایگاه تا تغذیه و تولیدمثل است. مدت زیادی است که میدانیم تغذیه تأثیرات چشمگیری بر عملکرد تولیدمثلی دارد. آگاهی بسیار کامل از چگونگی تأثیر تغذیه بر تولیدمثل ممکن است راهکاری جایگزین برای مدیریت تولیدمثل در سامانههای صنعتی که مجاز به استفاده از هورمونهای برونزادی نیستند، فراهم آورد.
انرژی
مصرف ناکافی انرژی، پروتئین، ویتامینها و مواد معدنی پرنیاز و کمنیاز همگی با عملکرد تولیدمثلی غیربهینه مرتبطاند. از میان تأثیرات تغذیه بر تولیدمثل، احتمالاً تعادل انرژی بیشترین اهمیت را در ارتباط با عملکرد ضعیف تولیدمثل حیوانات دارد. محدودیت مصرف انرژی طی اواخر آبستنی، طول دورۀ آنستروس پس از زایش را افزایش و نرخ آبستنی بعدی را کاهش میدهد. بر تأثیر منفی مصرف ناکافی انرژی در اواخر آبستنی نمیتوان با افزایش مصرف انرژی پس از زایش چیره شد. تأثیر افزایش کوتاهمدت مصرف انرژی (فلاشینگ) در تعداد گاوهای سیکلیک یا نرخ آبستنی ممکن است به وضعیت تغذیهای قبلی گاو بستگی داشته باشد. برای بهبود تعادل انرژی در گاو شیری، دو روش عمده توصیه می شود وجود دارد؛ نخست، افزایش نشاستۀ دریافتی و دوم، افزایش مصرف مکمل چربی، بهویژه چربی های کنشی. به اختصار به توضیح در مورد افزایش نشاسته دریافتی خواهیم پرداخت.
جیرههای غنی از نشاسته
در تلاش برای کاهش شدت و مدت تعادل انرژی منفی، گاوهای شیری با جیرههای پرانرژی (معمولاً براساس درصد نشاسته بالا) تغذیه میشوند. این جیرههای پرانرژی (جیرههای انسولینوژنیک یا گلوکوژنیک) میتوانند افت شدید غلظتهای انسولین و گلوکز را کاهش دهند یا از گسیل مقادیر زیاد NEFA طی دورۀ تعادل انرژی منفی جلوگیری کنند. جیرههای گلوکوژنیک برای باروری مفیدند، زیرا با تحریک ازسرگیری پیام رسانی طبیعی اندوکرینی، به شروع پیش از انتظار فعالیتهای تخمدانی منجر میشوند. در این روش ممکن است تأثیرات مضر مستقیم احتمالی افزایش غلظت NEFA و کاهش غلظت گلوکز بر کیفیت اووسیت و سلول گرانولوزا جلوگیری شود. چندین هفته پس از زایش، زمانیکه گاو تعادل انرژی مثبت بهدست میآورد، مقدار مصرف انرژی میتواند بهصورت مستقیم یا غیرمستقیم با تأثیر بر دینامیک فولیکولی و غلظتهای در حال گردش استروئیدها و فاکتورهای رشد بر کیفیت اووسیت و رویان تأثیر گذارد. سطح تغذیهای بالا، افزونبر تأثیرات مطلوب بر تعادل انرژی، با افزایش جریان خون به کبد و تنظیم افزایشی کاتابولیسم استروئید ها در کبد به کاهش غلظت پروژسترون گردش خون منجر میشود؛ از سوی دیگر، ممکن است تولید پروژسترون توسط جسم زرد را افزایش دهد. گزارشهای موجود در مورد ارتباط احتمالی بین مصرف انرژی، غلظت پروژسترون و زندهمانی رویان متناقض است، بنابراین تحقیقات بیشتری در این زمینه لازم است.
منبع و کیفیت انرژی میتواند تأثیرات معنیداری بر بیان ژنهای تکوینی مهم در رویان گاو مانند مس/روی سوپراکسید دسموتاز (Cu ⁄Zn SOD؛ از تنش اکسیداتیو جلوگیری میکند) و مصرف پیرووات در روز 6 داشته باشد. مصرف کنسانترههای بر پایۀ جو بهصورت آزاد، مصرف پیرووات را کاهش و بهطور معنیداری بیان مس/روی SOD را در رویانها افزایش میدهد.
احتمال دارد که جیره با القای تغییر در پروفیل اسیدهای چرب فرار در شکمبه (پروپیونات در مقابل استات)، بهصورت غیرمستقیم از طریق تغییر متابولیسم انرژی (غلظت انسولین یا IGF-I) یا بهصورت مستقیم از طریق تغییر ترکیبات مایع فولیکولی، لولۀ فالوپ و رحم بر کیفیت رویان تأثیر گذارد.

شکل بالا نمایش شماتیک سازوکار اثر جیرههای غنی از نشاسته بر کیفیت اووسیت و رویان گاوهای شیری را نشان می دهد. جیرههای غنی از نشاسته، اثر گلوکوژنیکی بر تعادل انرژی دارند و ازاینرو، با تحریک رشد فولیکولی و تولید استروئید، اثر مثبتی بر کیفیت اووسیت دارند. یک فولیکول سالم با ایجاد جسم زرد سالم، مقادیر مناسبی از پروژسترون را برای حمایت از آبستنی اولیه تولید میکند.